مدتی پس از مرگ مادرش، مددکاری به نام شو برای کارآموزی به یک روستای دورافتاده در ایرلند میرود تا از پیگ، زنی سالخورده و منزوی که در ترس زندگی میکند، مراقبت کند. پیگ تحت تاثیر خاطراتش در پرورشگاه کاتولیک، همواره در وحشت زندگی میکند. خانه میان جنگل او، رازهای تاریک بسیاری در خود دارد و بدگمانیهای پیگ کمکم به شو هم سرایت میکند، خصوصا وقتی گذشته آشفته و آزاردهنده خودش نیز به دنبالش میآید و…
ترسناک
وقتی اسم TRON دوباره اومد وسط، یه امید خاصی ته دلم زنده شد. چون هنوز اون حس برقدار و پرشور نسخه ۲۰۱۰ تو ذهنمه. فیلمی که با ترکیب تصویر، صدا و روح الکترونیکی خودش، مرز بین واقعیت و دیجیتال رو از بین برد.
اما حالا با دیدن Ares فقط یه چیز به ذهنم رسید: تکنولوژی بدون احساس، یه پوستهی توخالیه.
📸 از نظر فیلمبرداری، کار تمیز و دقیق انجام شده، نورها درخشانن، ترکیب رنگها حسابشدهست، ولی مشکل اینه که همهچیز بیش از حد کنترلشدهست. هیچ لحظهای نیست که دوربین نفس بکشه یا بیننده حس کنه واقعاً اونجاست. در نسخه ۲۰۱۰، هر قاب انگار تپش داشت، نوری که از دل تاریکی میزد بیرون، مثل زندگی وسط دادهها. اینجا اما همهچیز برق میزنه ولی بیروحتر از یه شیشه نمایشگاهه.
🎥 نمره من به فیلمبرداری: ۶ از ۱۰
💻 جلوههای ویژه بدون شک پیشرفت کرده، اما اون جادوی قدیمی رو نداره. در Legacy هر فریم مثل رؤیا بود، چیزی که میخواست باورش کنی. اما در Ares، بیشتر داری به طراحی کامپیوتری نگاه میکنی تا به جهانی که میتونه توش نفس بکشی. تکنولوژی رشد کرده، ولی تخیل، نه.
⚙️ نمره من به جلوههای ویژه: ۷ از ۱۰
🎧 و اما موسیقی... نبود Daft Punk واقعاً یه خلاست. اون حس خاص الکترونیکِ زنده، اون ضربانی که قلب فیلم بود، کاملاً از بین رفته. موسیقی جدید درستنوازیه، تمیز و حرفهایه، ولی هیچ لحظهای نیست که بخوای دوباره گوشش بدی. در حالی که موسیقی Legacy هنوز بعد از سالها توی ذهنم میمونه.
🎵 نمره من به موسیقی: ۵ از ۱۰
در نهایت باید بگم TRON: Ares مثل یه اثر زیباست که فقط از بیرون میدرخشه. فیلمیه که یاد گرفته چطور بدرخشه، اما نه چطور حس بده. نسخه ۲۰۱۰ یه تجربه بود؛ نسخه ۲۰۲۵ یه نمایش.
✨ نمره نهایی من به فیلم: ۶ از ۱۰